یه بار یه ترکه تو یک عملیات تروریستی با کایت خودشو میزنه به کاخ سفید.آمار که می گیرن میبینن 100 نفر کشته شدن.99 نفر از خنده 1 نفر هم خود ترکه.
میگن هر کی دروغ بگه می ترکه! رشتیه : ما آدم های با غیرتی هستیم ... بومممم . اصفهانی: ما آدم های لارجی هستیم ... بومممم . ترکه: ما آدم های بومممممم.
یارو ترکه نصف شب بلند میشه میره دزدی.توی یه خونه ای مشغول بوده یهو صاحب خونه سر میرسه.ترکه میره پشت دیوار.طرف سایشو میبینه.میگه کیه اونجا قایم شده.ترکه میگه هیچی...گربه...بعععع بعععع.
یه گروه 100 نفری میره اورست فقط یه ترکه زنده بر می گرده میگن آقا انگیزتون چی بود.میگه: والا من اینا سرم نمی شه بار خورد ما هم رفتیم.
ترکه میره پمپ بنزین مسئول پمپ می پرسه سوپر یا معمولی؟
می گه معمولی خانواده تو ماشینه.
به ترکه میگن دخترت را به کی دادی؟میگه غریبه نیست دامادمونه.
ترکه میره ساندویچی میگه :ببخشید بندری دارید؟یارو میگه بله.ترکه میگه:پس قربون دستت بزار یه حالی بکنیم.
ترکه تو قرعه کشی بانک شرکت میکنه شش ماه زندان براش بیرون میاد.
ترکه از حج بر می گرده ازش می پرسند چه طور بود؟میگه:والا باز خدا خونه نبود همه تو حیاط ولو بودن.
به ترکه میگن این همه جوکتونو میگن ناراحت نمی شید.میگه:برای شما جکه برای ما خاطرست.
ترکه می خواسته زیره بارون خیس نشه هی جا خالی میداده.
یک سال یک ماه از محرم گذشته بوده ولی هنوز تو شهر صدای سینه زنی میومده.مردم میرن پی ماجرا میبینن دسته ترکها تو کوچه بن بست گیر کرده.
ترکه داشته کیسه های سنگین سیمان رو کولش حمل می کرده یکی ازش می پرسه چرا از فرغون استفاده نمی کنی؟ترکه جواب میده:والا از فرغون هم استفاده کردم ولی چرخاش پشتمو زخم میکنه.
ترکه میره کارواش بهش میگن پس ماشینت کو؟میگه:راه نزدیک بود پیاده اومدم.
اردبیل زلزله میاد ترکه زنگ میزنه مسئولیتش رو به عهده می گیره.
به ترکه میگن از ته دل گریه کن.ترکه می شاشه!
از یه ترکه می پرسن شما ها همه این قدر ساده اید میگه نه راه راهامونم تو آفریقان.
از یه ترکه می پر سند شما ترکید ؟میگه:چیه بار داری؟
ترکه خودشو send to all میکنه یاهو خر تو خر می شه.
ترکه تلویزیونشون روشن نمی شده می زنه کانال دو هل میده.
ترکه میره حموم آب جوش بوده با نعلبکی دوش می گیره.
ترکه می خواسته گردو بشکنه گردو رو میگزاره زیر پاش با آجر میزنه تو سرش.
یه ترکه بی هوا از خونه رفت بیرون خفه شد مرد.
ترکه خودشو تو آینه می بینه میگه چطوری خره!
ترکه بچشو میندازه هوا یادش میره بگیرش.
یه روز یه ترکه تو مانورو اسیر می شه.
ترکه می گوزه دنبال پوکش میگرده.
ترکه میره تظاهرات بد از پنج دقیقه بر میگرده.می پرسن چرا اینقدر زود اومدی.میگه:آخه شلوغ بود.
به ترکه می گن حال ساده رو تعریف کن میگه:لب
به ترکه میگن از چه لبی خوشت میاد؟میگه:لب جوب.
به ترکه میگن با چپس جمله بساز.میگه:چی پسر نازی.
به ترکه میگن با جوراب جمله بساز.میگه:دیروز بد جور آب خوردم.
ترکه سربازیش تموم میشه وقتی کارت پایان خدمتشو بهش میدن نگاه میکنه میگه:ای بابا من که از اینا چهار تا دارم.
ترکه داشته رادیو پیام گوش میداده گزارشگره میگفته:راه بهارستان به امام حسین بسته است.راه انقلاب هم به امام حسین بسته است...ترکه میگه:باشه بابا بستس که بستس دیگه چرا هی قسم میخوری؟
یه ترکه وارد ورزشگاه میشه با یک آشنا دست می ده تو رودرواسی گیر می کنه با 120هزار نفردست میده.
ترکه میره بدن سازی اسب میشه
به ترکه میگن با آب جمله بساز.میگه خواهرتو گاییدم.میگن پس آبش چی شد؟میگه از آبجیت بپرس!
به ترکه میگن با ممه جمله بساز میگه گرممه!
ترکه یه نصف والیوم می خوره تا صبح یه چشمی می خوابه.
ترکه میره سربازی دور کلاش قرمزی.
ترکه میره قبرستون زنشو بردن هندستون.
ترکه داره میره فکر می کنه داره بر می گرده.
یه روز یه ترکه ...ها ها ها ها ها ها
زن رشتیه بچش به دنیا میاد.شوهرش بهش میگه:عزیزم خوشحالم که مادر شدی
زنه می گه:مرسی…انشالله یه روز تو هم پدر بشی.
اطلاعیه در رشت:پسرهای تک پدر از سربازی معاف می شوند.
دیگشنری در رشت:
رشتیها به گوز میگن منطق.
رشتیها به گوشت کوب میگن لهستان.
رشتیها به آفتابه میگن خیار شور.
رشتیها به چاقو میگن تو دل برو.
رشتیها به ریش میگن در هر صورت.
رشتیها به آلمان میگن نازی آباد.
رشتیها به شیشه میگن اون ورش پیدا.
رشتیها به توالت میگن انگور.
رشتیها به حمام میگن پاکستان.
رشتیها به تاکسی میگن نفر بر.
رشتیها به قزوینیا میگن پیکان جوانان(پی کان جوانان)
رشتیها به ریدن میگن من زور.
رشتیها به دکمه میگن بستنی.
یک زن و شوهر رشتی بچه دار نمی شدند.بعد از کلی دوا درمون دکترا تجویز میکنن بهتره شما محل سکونت خودتونو عوض کنید.
یه رشتیه میره پیشه نجاره میگه:آقای نجار لطفا یه کمد درست بکنید که هر وقت درشو باز میکنم عباس آقارو نبینم!
به یه رشتیه میگن نظر شما درباره خانه عفاف چیه؟میگه:والله من که خیلی راضیم.واسه اینکه لااقل خانومم رفته سر یه کار دولتی.
زن امام جمعه رشت حامله میشه ...منافقین مسئولیت شو به عهده میگیرن.
قزوین مسابقه دوچرخه سواری بوده همه بالای سر در خونه هاشون می نویسند خط پایان.
یه قزوینیه میره مهمونی ازش می پرسن مهمونی چطور بود؟میگه:خیلی با حال بود پسرو بچه قاطی بود.
از قزوینیه می پرسن شما تحصیل کرده اید؟میگه:بالام تحصیل نه ولی محصل چرا!
یک روز جورج بوش رو دعوت میکنند قزوین که سخنرانی کنه...همه قزوینیها میان تو خیابون که استقبالش کنن شعار می دن که:دسته گل محمدی بچگی هات می آمدی.
یه روز یه بسیجی می ره یه عروسک بخره به فروشنده می گه ببخشید برادر قیمت این خواهرمون چنده.
در جهت اسلامی شدن نام شهر های ایران به دستور رئیس جمهور منتخب نام (سوسنگرد)به(فاطی قلبه)تغیر نام داد.
علت اصلی وبا کشف شد!سد کرج؟...چون احمدی نژ اد جوراب شو تو سد شسته بوده.
هر کی گفت چرا احمدی نژ اد فرق سرشو باز کرده؟......چون شپش های نر و مادشو از هم جدا کرده.
دوستان به سه دلیل می خواهند اسم ایران را عوض کنن:1-اسم دختره و طبق جمهوری اسلامی نیست.2-عراق بهش تجاوز کرده.3-آمریکا بهش نظر داره.
از غضنفر پرسیدند پنجشنبه-جمعه کجا بودی؟می گه:والله امام رضا طلبید با برو بچه ها رفتیم شمال.
زن:من برخلاف تو همیشه موقع شنا سرم از آب بیرونه.شوهر:آخه عزیزم چیز سبک همیشه روی آب می مونه!
مرد:قسم میخوری که منو به خاطر پولهایم دوست نداری؟زن:هزار تومن بده تا قسم بخورم!
پسر کوچولو رو به مادرش کرد و گفت:من نمیدونم چرا شبها که دلم نمیخواد بخوابم به زور مرا می فرستی
بخوابم ولی صبح ها که دلم نمیخواد از خواب بیدار شوم به زور منو بیدار میکنین.
یه روز یه یارو میره روی پل به خدا میگه:به همه پول دادی ماشین دادی همه چیز دادی...یه دفعه یه بادی میاد میفته پایین میگه ندادی که ندادی چرا هولم دادی.
دو تا برادره آخره شر بودن و پدر محل رو در آورده بودن دیگه هر وقت هر جا یک خراب کا ری می شده ملت میدونستن زیر سر این دوتاست.خلاصه آخرش بابا ننشون شاکی می شن میرن پیش روحانی محل میگن:تو رو به خدا یه کم این بچه های ما رو نصیحت کنید پدر مارو در آوردن.روحانیه میگه:باشه ولی من زورم به جفت اینا نمی رسه باید یکی یکی بیاریدشون.خلاصه اول داداش کوچیکه رو میارن روحانی ازش می پرسه پسرم می دونی خدا کجاست؟پسره جوابشو نمی ده.همین جور در و دیوارو نگاه میکنه.باز یارو می پرسه:پسر جان می دونی خدا کجاست؟دوباره پسره به روش نمیاره.خلاصه دو سه بار روحانیه همینو می پرسه وپسره هم به روش نمیاره آخر روحانیه شاکی می شه داد میزنه:بهت گفتم خدا کجاست؟!پسره میزنه زیره گریه و در می ره تو اتاقش در روپشتش میبنده برادر بزرگه ازش می پرسه:چی شده؟پسره میگه:بدبخت شدیم!خدا گم شده همه فکر میکنن ما برش داشتیم!!!
می بنده.داداش
یه سوسوله میخوره زمین میگه اوا جاذبه توهم!
چرا چشم های خر مثل گربه تو شب برق نمی زنه؟چون اگه برق میزد شب ها تبریزمیشد لاس وگاس.
یه عربه چیزش نمی خوابیده کتیرا میزنه.
یه مرده میره داروخونه میگه:آقا 99 تا کاندوم بده!فروشنده میگه چه خبره بیا منم بکن.مرده میگه خوب پس 100 تا بده.
از یه خانومه می پرسن چطور شد این دفعه فقط 2 ساعت با تلفن حرف زدین؟شما که همیشه کمتر از 4 ساعت حرف نمی زدین!میگه:آخه اشتباه گرفته بودم...!
یه روز از یک پایین شهری می پرسن زن زلیلی یعنی چه؟میگه:همون که بالا شهری ها بهش میگن تفاهم.
پشه عرق می خوره مست میکنه می ره در کارخانه پیف پاف فروشی اربده کشی میکنه.
یه روز دوتا چَس داشتن با هم بازی میکردن یه گوزه میاد میگه میشه منم بازی بدین؟چس ها میگن نه نمیشه!گوزه میگه واسه چی؟میگن:آخه مامانمون گفته بی سروصدا بازی کنیم.